<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>مشاور</title>
<link>https://hosyn20.blogfa.com</link>
<description>علمی-سرگرمی</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Wed, 20 Oct 2010 10:08:29 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title></title>
<link>https://hosyn20.blogfa.com/post/157</link>
<description>دختران فراری امروز زنان خیابانی فردا بین تمامی نهادها و سازمانها اجتماعی ، بی شک خانواده نقش و اهمیت ویژه ای دارد.هیچ جـــامعه ای نمی تواند ادعای سلامت کند چنانچه از خانواده هایی سالم برخوردار نباشد و بی هیچ شبهه ای هیچ یک از آسیبهای اجتماعی نیست که فارغ از تاثیر خانواده ای پدید آمده باشد.محیط و عوامل اجتماعی البته در به وجود آمدن این آسیبها بی تاثیر نیستند . درباره پدیده روسیپگری و فرار دختران که می توان آن را از کانون های چرکین آسیبهای اجتماعی دانست دقیق</description>
<pubDate>Wed, 20 Oct 2010 10:08:29 +0330</pubDate>
<dc:creator>hosyn20</dc:creator>
<guid>hosyn20.blogfa.com/post/157</guid>
</item>
<item>
<title>نهال عشق</title>
<link>https://hosyn20.blogfa.com/post/145</link>
<description>راه و رسم عاشقی يک عمر به خدا دروغ گفتم و خدا هيچ گاه به خاطر دروغ هايم مرا تنبيه نکرد. مي توانست، اما رسوايم نساخت و مرا مورد قضاوت قرار نداد. هر آن چه گفتم باور کرد و هر بهانه اي آوردم پذيرفت. هر چه خواستم عطا کرد و هرگاه خواندمش حاضر شد. اما من! هرگز حرف خدا را باور نکردم، وعده هايش را شنيدم اما نپذيرفتم. چشم هايم را بستم تا خدا را نبينم و گوش هايم را نيز، تا صداي خدا را نشنوم. من از خدا گريختم بي خبر از آن که خدا با من و در من بود.</description>
<pubDate>Tue, 29 Dec 2009 07:02:24 +0330</pubDate>
<dc:creator>hosyn20</dc:creator>
<guid>hosyn20.blogfa.com/post/145</guid>
</item>
<item>
<title>ادما</title>
<link>https://hosyn20.blogfa.com/post/144</link>
<description>آدما پدر داشت روزنامه مي خواند پسر که حوصله اش سر رفته بود پيش پدرش رفت و گفت : پدر بيا بازي کنيم پدر که بي حوصله بود چند تکه از روزنامه که عکس نقشه دنيا بود تکه تکه کرد و به پسرش داد و گفت برو درستش کن . پسر هم رفت و بعد از مدتي عکس را به پدرش داد . پدر ديد پسرش نقشه جهان رو کاملاً درست جمع کرده از او پرسيد که نقشه جهان رو از کجا ياد گرفتي؟ پسر گفت : من عکس اون آدم پشت صفحه رو درست کردم . وقتي آدمها درست بشن دنيا هم درست ميشه.</description>
<pubDate>Tue, 29 Dec 2009 06:56:08 +0330</pubDate>
<dc:creator>hosyn20</dc:creator>
<guid>hosyn20.blogfa.com/post/144</guid>
</item>
<item>
<title>کاش...</title>
<link>https://hosyn20.blogfa.com/post/143</link>
<description>کاش هرگزدرمحبت شک نبود تک سوارمهرباني تک نبود کاش برلوحي که برجان دل است واژه تلخ خيانت حک نبود امشب در خلوت تنهايي ام آهسته بي تو گريستم کاش صداي هق هق گريه ام را باد به تو مي رساند... تا بداني که بي تو چه ميکشم کاش قاصدک به تو مي گفت که در غياب تو رودي از اشک به راه انداخته ام.... و کاش پرنده ي سوخته بال عاشق از جانب من به تو اين پيغام را مي رساند که: اميد و آرزوهايم بي تو آهسته آهسته در حال فرو ريختن است</description>
<pubDate>Tue, 29 Dec 2009 06:54:35 +0330</pubDate>
<dc:creator>hosyn20</dc:creator>
<guid>hosyn20.blogfa.com/post/143</guid>
</item>
<item>
<title> تنهایی</title>
<link>https://hosyn20.blogfa.com/post/142</link>
<description>تنهایی آن زمان كه عشقي نبود تنهايي را يافتم ديدم كه وسعت تنهايي كوچك است ولي عمق آن زياد...! از اين تنهايي شايد بتوان عشقي يافت ولي افسوس كه آخر اين عشق نيز تنهايي است تنهايي...!</description>
<pubDate>Tue, 29 Dec 2009 06:52:54 +0330</pubDate>
<dc:creator>hosyn20</dc:creator>
<guid>hosyn20.blogfa.com/post/142</guid>
</item>
<item>
<title>تقدیم به بهترینم...</title>
<link>https://hosyn20.blogfa.com/post/141</link>
<description>رفتی و ندیدی که چه محشر کردم با اشک تمام کوچه ها را ترک کردم وقتی که شکست بغض تنهایی من وابستگی ام را به تو باور کردم</description>
<pubDate>Tue, 29 Dec 2009 06:50:11 +0330</pubDate>
<dc:creator>hosyn20</dc:creator>
<guid>hosyn20.blogfa.com/post/141</guid>
</item>
<item>
<title>خدا...</title>
<link>https://hosyn20.blogfa.com/post/140</link>
<description>خدا خداوندا نمی دانم در این دنیای وانفسا كدامین تكیه گه را تكیه گاه خویشتن سازم نمیدانم نمی دانم خداوندا . در این وادی كه عالم سر خوش است و دلخوش است و جای خوش دارد. كدامین حالت و حال و دل عالم نصیب خویشتن سازم نمی دانم خداوندا به جان لاله های پاك و والایت نمی دانم دگر سیرم خداوندا. دگر گیجم خداوندا خداوندا تو راهم ده. پناهم ده . امیدم خداوندا . كه دیگر نا امیدم من و میدانم كه نومیدی ز درگاهت گناهی بس ستمبار است ولیكن من نمیدانم دگر پایان پایانم.</description>
<pubDate>Tue, 29 Dec 2009 06:46:45 +0330</pubDate>
<dc:creator>hosyn20</dc:creator>
<guid>hosyn20.blogfa.com/post/140</guid>
</item>
<item>
<title>  رنگ خدا قشنگترین رنگ زندگی است </title>
<link>https://hosyn20.blogfa.com/post/139</link>
<description>رنگ خدا قشنگترین رنگ زندگی است قاصدک حرف دلم را تو فقط می دانی ، نامه عاشقیم را تو فقط می خوانی ، قاصدک هیچ کسی با من نیست ، همه رفتند ، تو چرا می مانی ؟؟ آنگاه که غرور کسی را له می کنی، آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی، آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی، آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری ، آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی، آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری می خواهم بدانم، دستانت را بسوی کدام</description>
<pubDate>Tue, 29 Dec 2009 06:45:07 +0330</pubDate>
<dc:creator>hosyn20</dc:creator>
<guid>hosyn20.blogfa.com/post/139</guid>
</item>
<item>
<title>تنهایی...</title>
<link>https://hosyn20.blogfa.com/post/138</link>
<description>ديرگاهيست که تنها شده ام قصه غربت صحرا شده ام وسعت درد فقط سهم من است باز هم قسمت غم ها شده ام دگر آئينه ز من با خبر است که اسير شب يلدا شده ام من که بي تاب شقايق بودم همدم سردي يخ ها شده ام کاش چشمان مرا خاک کنيد تا نبينم که چه تنها شده ام . . . از ديار آشنايي پا کشيدن مشکل است از تو اي آرام جانم دل بريدن مشکل است . .</description>
<pubDate>Tue, 29 Dec 2009 06:42:40 +0330</pubDate>
<dc:creator>hosyn20</dc:creator>
<guid>hosyn20.blogfa.com/post/138</guid>
</item>
<item>
<title>دوستت دارم</title>
<link>https://hosyn20.blogfa.com/post/137</link>
<description>وقتي مي گويم دوستت دارم شايد تصور كني تنها چند واژه ي ساده را در كنار هم گذاشته ام و جمله اي را بيان كرده ام اما... اين تنها يك جمله نيست ! دنياي لبريز از رويا هاي سبز و سرخ ! همين جمله كوتاه ! آري همين چند واژه خود كتابيست سر شار از معنا ! دوستت دارم يعني بي حضور تو زندگي برايم بي معناست بي تو دنياي من به سردي مي گرايد و چشمانم بي فروغ ميگردد ! دوستت دارم يعني قلب من منزلگاه توست و وجودم سرزميني كه تخت پادشاهي را تنها لايق تو مي دانم .</description>
<pubDate>Tue, 29 Dec 2009 06:40:28 +0330</pubDate>
<dc:creator>hosyn20</dc:creator>
<guid>hosyn20.blogfa.com/post/137</guid>
</item>
</channel>
</rss>
