نکات اموزنده
· یادمان باشد که در سپیده دم صبحگاهان سوگند یاد کردیم که تا غروب کوهساران تازیانه غمها را برای نجات دردمندان تحمل کنیم. (ASZ) توسط:زینب
· آنچه که هستی هدیه خداوند به توست و آن چه که می شوی هدیه تو به خداوند است. پس بی نظیر باش. (ASZ) توسط: ئاسو
· اگر روزي دشمن پيدا كردي، بدان در رسيدن به هدفت موفق بودي! اگر روزي تهديدت كردند، بدان در برابرت ناتوانند! اگر روزي خيانت ديدي، بدان قيمتت بالاست! اگر روزي تركت كردند، بدان با تو بودن لياقت مي خواهد . (ASZ) توسط: سهراب
· از چارلي چاپلين مي پرسند : خوشبختي چيه ؟ ميگه خوشبختي فاصله اين بدبختي تا بدبختي بعديه. (ASZ) توسط: سهراب
· در بیکران زندگی دو چیز افسونم می کند
آبی آسمانی که می بینم و می دانم نیست
وخدائی که نمی بینم و میدانم که هست (ASZ) توسط:مهري
· در جهان بهترین چیز ها را نیز ارجی نیست تا انکه نخست کسی انها رابه نمایش گذارد مردم این نمایشگران را ((مردان بزرگ))میخوانند. (ASZ) توسط:شادي
· وقتي از كسي كينهاي به دل ميگيري در واقع دشمن را به قلب خود راه داده و براي او جايي تعيين كردهاي. سعي كن خانه دلت را تنها از دوستان پركني و هرگز گوشهاي از آن را در اختيار دشمنان نگذاري. (ASZ) توسط:آس و پاس
· موج اگر می دونست که ساحل هیچ وقت دستش رو نمیگیره هرگز نفس نفس نمی زد برای رسیدن. (ASZ) توسط:رامين
· دل دلایلی دارد که عقل از آن آگاه نیست (پاسکال) (ASZ) توسط:رامين
· برای اداره كردن خویش ، از سرت استفاده كن . برای اداره كردن دیگران ، از قلبت. (ASZ) توسط:رامين
· هنگامی كه همه مانند یكدیگرمی اندیشند در واقع كسی نمی اندیشد.(والتر لیپمن) (ASZ) توسط:رامين
· زندگی برگ بودن در مسیر باد نیست امتحان ریشه هاست. (ASZ) توسط:رامين
· همیشه سقوط آدم از وقتی شروع می شود که فکر می کند دارد پرواز می کند. (ASZ) توسط:رامين
· سکوت هرگز اشتباه نمی کند "مثل هندی". (ASZ) توسط:رامين
· چارلی چاپلین: در دنیا جای كافی برای همه هست پس بجای اینكه جای كسی را بگیری سعی كن جای خودت را پیدا كنی. (ASZ) توسط:رامين
· هفت جا ، نفس خویش را حقیر دیدم : نخست ، وقتی دیدمش که به پستی تن می داد تا بلندی یابد.دوم ، آن گاه که در برابر از پا افتادگان ، می پرید. سوم ، آن گاه که میان آسانی و دشوار مختار شد و آسان را برگزید. چهارم ، آن گاه که گناهی مرتکب شد و با بادآوری این که دیگران نیز همچون او دست به گناه می زنند ، خود را دلداری داد. پنجم ، آن گاه که از ناچاری ، تحمیل شده ای را پذیرفت و شکیبایی اش را ناشی از توانایی دانست. ششم ، آن گاه که زشتی چهره ای را نکوهش کرد ، حال آن که یکی از نقاب های خودش بود. هفتم ، آن گاه که آوای ثنا سرداد و آن را فضیلت پنداشت {جبران خلیل جبران } (ASZ) توسط:رامين
· بیایید در نوشته هایمان برای خداوند کلمات را صادقانه بنویسیم زیرا او خوب میداند که چه وقت "نماز" اشتباه چاپی "نیاز"