ناکامی
نا کامی
| ||
|
واکنش در برابر ناکامی
| ||||||||
| ||||||||
| ||||||||
| ||||||||
| ||||||||
| ||||||||
| ||||||||
| ||||||||
| ||||||||
| ||||||||
| ||||||||
| ||||||||
| ||||||||
| ||||||||
| ||||||||
| ||||||||
| ||||||||
| ||||||||
| ||||||||
| ||||||||
| ||||||||
| ||||||||
| ||||||||
| ||||||||
| ||||||||
نا کامی
| ||
|
واکنش در برابر ناکامی
| ||||||||
| ||||||||
| ||||||||
| ||||||||
| ||||||||
| ||||||||
| ||||||||
| ||||||||
| ||||||||
| ||||||||
| ||||||||
| ||||||||
| ||||||||
| ||||||||
| ||||||||
| ||||||||
| ||||||||
| ||||||||
| ||||||||
| ||||||||
| ||||||||
| ||||||||
| ||||||||
| ||||||||
| ||||||||
چرا آستانه تحملمان پايين آمده است؟
تنشهاي اجتماعي و پرخاشگري فردي
صداي ترمز چند خودرو شنيده مي شود. عده اي كه همان جايي كه هستند، مي مانند و عده اي مي دوند كه حادثه را از نزديك ببينند. خودروهاي ديگر با بوق ممتد، مي خواهند ترافيك ايجاد شده باز شود. در ميان حلقه جمعيت 2 مرد در حالي كه گريبان يكديگر را گرفته اند، فحاشي و كتك كاري مي كنند ...
شايد در خيابان ها، معابر، پاساژها و ... بارها شاهد پرخاشگري و اعمال خشونت از سوي شهروندان بوده ايم كه در بسياري موارد، با ميانجي گري عابران خاتمه يافته است و اغلب، پيش از چنين برخوردهايي آماري فراهم شود، مردم و پرخاشگران متفرق شده اند؛ اما براستي چرا آستانه تحمل اجتماع پايين است و در شكل گيري اين پديده اجتماعي – فردي چه عواملي نقش ايفا نمي كنند؟
روان شناسان در تعريف رفتار پرخاشگرانه مي گويند: پرخاشگري به ابراز يا رفتارهايي اطلاق مي شود كه شامل رفتارهاي هيجاني است و در آن اعمال زور و به كارگيري الفاظ و حركتهاي ركيك و تند به منظور ايراد ضرب و شتم و يا تحقير و توهين به ديگران استفاده مي شود. سوء استفاده و تجاوز به حقوق ديگران از انواع تجاوزهاي اجتماعي است. رفتارهاي انفعالي نيز كه در آن فرد به صورت فعال خشونت نمي كند؛ بلكه دست به اعمالي انفعالي نيز كه در آن فرد به صورت فعال خشونت نمي كند؛ بلكه دست به اعمالي انفعالي نيز كه در آن فرد به صورت فعال خشونت نمي كند؛ بلكه دست به اعمالي مي زند كه ديگري را عصبي كرده و وادار به خشونت مي كند، نوعي ديگر از رفتارهاي پرخاشگرانه است.
تنشهاي اجتماعي
دكتر فربد فدايي، روانپزشك در اين باره مي گويد: انسان ها شرفيت محدودي براي تحمل استرس ها دارند. زماني كه استرس هاي متعدد بر فرد وارد شود، در آن صورت يك استرس جزيي، شخص را شكننده مي كند. هر اندازه امكانات زندگي براي افراد فراهم تر باشد و هر اندازه مسائل اجتماعي با سهولت بيشتري انجام شود، توان مردم براي پذيرش مشكلات بالاتر است؛ اما در شهري كه يك كار ساده مثل تحويل اسكناس از بانك ساعتها وقت شهروندان مي گيرد، آستانه تحمل مردم پايين مي آيد. وقتي بدون برنامه قبلي آب و برق قطع شود و خطر بيكاري، اعتياد و ... وجود دارد، مردم در حالت پر استرس به سر مي برند و حتي يك محرك كوچك سبب تحريك آنان به پرخاشگري مي شود. دكتر محمد صنعتي نيز در اين باره مي گويد: بر حسب حوادثي كه در جوامع اتفاق مي افتد و يا فشارهاي اقتصادي، اجتماعي، سياسي و فرهنگي كه وجود دارد و يا استرس هاي ناشي از مصيبت ها و بلاياي طبيعي مثل زلزله، جنگ و ... همه مي تواند به اجتماع فشار وارد كرده و آستانه تحمل را پايين آورد. وقتي بي قانوني رواج پيدا كند و يا قانون درست اجرا نشود و يا قوانين متناقض وجود داشته باشد، افراد نمي توانند مطمئن باشند كه فردا چه خواهد شد و دچار اضطراب و نگراني شده و در برابر ناملايمات آسيب پذير مي شوند.
با وجود تاثير شرايط اجتماعي در شكل گيري و بروز پرخاشگري به نظر مي رسد برنامه ريزي جامع براي حل مشكلاتي چون ترافيك، نابساماني اقتصادي، قطع آب و برق، ايجاد اشتغال و ... ضروري است و تنها اجراي يكي دو طرح همچون تكريم ارباب رجوع راهگشا نخواهد بود.
روانهاي تحريك پذير
نگاه به اين مساله كه در شرايط اجتماعي يكسان، افراد متفاوت، رفتارهاي مختلفي مثل پرخاشگري و يا انفعالي را از خود بروز مي دهند، نشان مي دهد كه شرايط رواني فرد در رفتارها نقش دارد و افراد مستعد رفتارهاي پرخاشگرانه هستند.
دكتر فربد فدايي، روانپزشك 3 عامل را در بروز رفتارهاي پرخاشگرانه موثر مي داند. فرد مهاجم، فردي كه مورد تهاجم قرار مي گيرد و موقعيتي كه تهاجم در آن اتفاق افتاده است. در يك نزاع، شخص مهاجم از نظر رواني تحريك پذير براي پرخاشگري است. بعضي از اختلالات رواني مثل اختلال انطباق، اختلال سلوك و ... شخص را دچار اختلال ضد اجتماعي كرده كه شاخص مهم اين اختلال رفتار پرخاشگرانه است. در بيماري هاي مغزي كه سبب كاهش مهار قشر مغز مي شود نيز رفتار پرخاشگرانه و خشونت آميز، جزيي از رفتار فرد بيمار است. درباره تاثير شخصيت و روان فرد در شكل گيري نزاع، دكتر محمد صنعتي، روانپزشك و عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشكي تهران نيز مي گويد: شخصيت بعضي از افراد از نظر ساختار شخصيتي تحمل پايين تري نسبت به ديگر افراد دارند. شخصيت هاي جامعه ستيز، خودشيفته، پارانوئيد، شكاك و افسرده آمادگي براي ابراز خشونت را دارند و تحمل اين افراد نسبت به استرس ها و فشارها بسياز پايين است و به محض كوچكترين ناملايمتي وضعيت را تحمل نمي كنند. افرادي كه دچار اختلالات اضطرابي هستند نيز وقتي در شرايط تهديد قرار گيرند وحشت زده مي شوند و دست به رفتار پرخاشگرانه مي زنند.
ناديده گرفتن بيماري هاي رواني و ترس از جنون سبب شده تا افراد از مراجعه به روانپزشكان و روان شناسان خودداري كنند كه اين مساله باعث پنهان شدن بيماري هاي رواني شده است. تسهيل شرايط و ساخت اين فرهنگ كه مراجعه به روانپزشكان و ... معادل جنون نيست، مي تواند پرخاشگري را در جامعه كاهش دهد.
زنان پرخاشگرند يا مردان؟
يكي ديگر از مسائل بررسي رفتارهاي پرخاشگرانه، رفتارهاي گروههاي متفاوت جنسي است. براساس آمار مردان نسبت به زنان پرخاشگرتر هستند. زنان، پرخاشگري خود را آشكارا نشان نمي دهند. روشهاي زنان بيشتر جنبه كلامي دارد و يا پوشيده و پنهان ابراز مي كنند. زنان نسبت به افراد ضعيفتر پرخاشگري شديدتري دارند و معمولا كودكان مورد پرخاشگري زنان قرار مي گيرند و متاسفانه اين وضعيت تلخ در نامادري ها نسبت به فرزندخوانده ها بسيار ديده مي شود.
عوامل تحريك كننده بيروني نيز فرد را در وضعيت تحريك شده قرار مي دهد كه براي نمونه مي توان به مصرف مشروبات الكلي، مواد محرك رواني مثل كوكائين، حشيش و قرصهاي شادي بخش اشاره كرد كه باعث بالا رفتن رفتار پرخاشگرانه از سوي فرد مي شود.
در نزاعهاي خياباني وجود ناظران، پرخاشگري را شديدتر كرده و در صورتي كه فرد مورد حمله پاسخ ندهد، ميزان پرخاشگري بيشتر مي شود. ديدن درد و رنج قرباني نيز سبب افزايش خشم پرخاشگر مي شود.
ملكولهاي تاثيرگذار
در ميان مسائل متفاوت شكل دهنده ناهنجاري هاي اجتماعي، يكي ديگر از عوامل، تغييرات زيست محيطي و آلاينده هاي موجود در جهان صنعتي و تاثيرات اين پديده ها روي فرد است.
دكتر قاسم آهنگري، استاد دانشگاه و عضو هيات علمي مركز ملي تحقيقات مهندسي ژنتيك و تكنولوژي زيستي در اين باره مي گويد: رفتار افراد تحت تاثير رفتار ملكول هاست. رفتارهايي مثل پرخاشگري و خشونت، افكار هذياني، توهمات، كناره گيري از اجتماع، فقدان انگيزه، اختلال خواب، اختلالات هيجاني كه از علايم اسكيزوفرني هاست، ريشه در تغيير رفتارهاي ملكولي دارد. تغييرات در زيست محيط، آلودگي هوا و ... يكي از عوامل مهم در تغييرات سيستم ايمني بدن است. اين سيستم در ارتباط تنگاتنگ با ساير سيستم هاي اعضاي بدن است. ملكول ها با يكديگر گفتگو دارند و تغيير در يكي از اين سيستم ها مي تواند روي سيستم هاي ديگر موثر باشد. به طور مثال تغيير در سيستم عصبي مثل افسردگي و استرس ها، روي سيستم ايمني اثر مي گذارد و اين سيستم را دچار اختلال در عملكرد مي كند كه مي تواند زمينه اي مناسب براي بروز انواع بيماري هاي عفوني و سرطان ها ايجاد نمايد. اين ديالوگ ميان سيستم ها برعكس هم صورت مي گيرد. به طوري كه اگر سيستم ايمني دچار اختلال شود، اين اختلالات در سطح ملكولي روي سيستم عصبي از طريق فرآورده هاي ملكولي سيستم نظير مولكول هاي سايتوكائين ها اثر گذارند. در حالت طبيعي، تعادلي ميان انواع ملكول هاي بدن وجود دارد كه به اين حالت هموستازيس مي گويند. اگر اين حالت تحت تاثير عوامل محيطي و آلاينده هاي صنعتي هم به بريزد و مجموعه خاص سايتوكائين ها دچار اختلال شود، اختلال روي سيستم عصبي اثر مي گذارد و موجب تغيير در رفتار فرد به صورت افسردگي، استرس، بيماري هاي اسكيزوفرني و يا حالتهاي پرخاشگرانه مي شود. به عنوان مثال يكي از آلاينده هاي صنعتي، لنت ترمزهاي خودروهاست. لنتها پس از فرسايش به صورت ذرات در سطح شهر و معابر عمومي پخش مي شود و بدن ما در معرض اين مواد قرار مي گيرند. به طور مثال اگر اين ذرات استنشاق شود، در سيستم ايمني سلولهايي به نام سلولهاي بيگانه خوار وجود دارند كه اين ذرات را مي بلعند؛ اما چون آنزيم هاي موجود براي هضم اين ذرات را ندارد، دچار سوءهاضمه مي شود و در نتيجه عدم هضم، ذرات سلولها شروع به ترشح ملكول هاي سايتوكائين ها مي كنند كه سلولهاي ديگر نيز فعال مي شوند و در نهايت تعادل و يا هموستازيس به هم مي خورد و توانايي سيستم ايمني ما به مقدار زيادي كاهش مي يابد و سايتوكائين مخرب روي سيستم عصبي مي توانند موثر واقع شوند و ايجاد اختلال نروايمونو سايكولوژيك كنند و از آلاينده هاي اين چنين به موارد بسياري مي توان اشاره كرد.
توجه به اين نكته كه آلاينده هاي صنعتي مي توانند در بروز بيماري هاي رواني و جسمي بسيار موثر باشند، اهميت كاهش آلاينده ها و عدم تخريب محيط زيست را نشان مي دهد.
| #1 | |
|
اعضاي سايت
|
فهرست مندرجات
۱ طرفداران ذاتی بودن پرخاشگری ۲ طرفداران منشاء اجتماعی پرخاشگری ۳ فرضیه ناکامی – پرخاشگرانه ۴ علل و عوامل پرخاشگری ۴.۱ عوامل خانوادگی پرخاشگری ۴.۲ عوامل محیطی (اجتماعی – فرهنگی) ۵ زیانهای پرخاشگری ۶ تکنیکهایی لازم برای کنترل پرخاشگری در محیط خانواده طرفداران ذاتی بودن پرخاشگری گروهی از صاحب نظران علوم رفتاری نظیر فروید۱ و لورنز۲ معتقدند که پرخاشگری یک رفتاری است که ریشه در ذات و فطرت انسان دارد. این دو معتقدند که پرخاشگری به عنوان یک نیروی نهفته در انسان دارای حالت هیدرولیکی است که به تدریج در شخص متراکم و فشرده میشود و سرانجام نیاز به تخلیه پیدا میکند. به نظر لورنز اگر چنین انرژی به شکل مطلوب و صحیح مثلاً در طرق ورزشها و بازیها تخلیه شود جنبه سازندگی خواهد داشت. در غیر اینصورت به گونهای تخلیه میشود که مخرب خواهد بود و ممکن است اعمالی از قبیل قتل، ضرب و شتم ، تخریب و نظایر آن را در برداشته باشد. از نظر فروید پرخاشگری در انسان نماینده غریزه مرگ است که در مقابل غریزه زندگی در فعالیت است، یعنی همچنان که غریزه زندگی مارا در جهت ارضای نیازها و حفظ هدایت میکند غریزه مرگ به صورت پرخاشگری میکوشد به نابود کردن و تخریب کردن بپردازد این غریزه چنانچه بتواند دیگران را نابود میکند و از بین میبرد و اگر نتواند دیگران را هدف پرخاشگری و تخریب خود قرار دهد به جانب خود متوجه شده و به صورت خودآزاری و خودکشی جلوه گر میشود، بنابراین از نظر وی پرخاشگری حالتی مخرب و منفی دارد.(اکبری سال ۱۳۸۱-ص ۱۹۱). طرفداران منشاء اجتماعی پرخاشگری عدهای دیگر در مقابل ذاتی بودن پرخاشگری اعتقاد دارند که فکر ذاتی بودن پرخاشگری برای انسان خطرناک و مخرب است زیر داشتن چنین فکری سبب میشود که پرخاشگری مانند میل به غذا یک واکنش اجتناب ناپذیر تلقی شود بنابراین انسان در کنترل یا کاهش آن نمیتواند نقش داشته باشد همچنین این گروه دلائل فراوانی را مبتنی براینکه پرخاشگری منشاء غریزی و ذاتی نمیتواند داشته باشد ارائه دادهاند به همین دلیل از نظر اجتماعی هم قابل آموزش است هم قابل پیشگیری و کنترل این گروه دلائل خود را در این باره این طور برمی شمرند: ۱: دشمنی ذاتی بین حیوانات وجود ندارد و آنچه ما در این مورد میبینیم آموزشهایی است که والدین این حیوانات به آنها دادهاند. ۲: وجود کرومزوم اضافی را نمیتوان دلیلی برذاتی بودن پرخاشگری دانست، کروموزم اضافی سبب افزایش و درشتی اندام میشود ولی چه بسا وجود اندام قوی و قد بلند از نظر اجتماعی خود یک امتیاز است و این گونه افراد را به عنوان مأمون، آدم کش که حالتهای پرخاشگرانه را به وجود میآورند باشند حال میتوان عدهای از پرخاشگران را یافت که فاقد کروموزم اضافی نیز هستند. ۳: تحریک الکتریکی هیپوتالاموس در مورد حیوان وقتی موجب رفتار پرخاشگرانه میشود که او در برابر حیوان ضعیف تر از خود قرار گرفته باشد اگر حیوان در مقابل او قویتر از وی باشد واکنش او فرار و ترس است نه پرخاشگری. در انسان نیز حالت هیچانی عصبانیت و پرخاشگری بر طبق نظریه تحریکی- شناختی ناشی از شناخت فرد از کلمات و مفاهیم به عنوان ابزار عصبانی کننده و توهین آمیز استفاده کرد به همین دلیل ممکن است از دو فرد یکی در برابر شنیدن کلمهای عصبانی نشود و دیگری در برابر شنیدن همان کلمه عصبانی شود حال آنکه اگر پرخاشگری ذاتی بود بایستی هر دو نفر عصبانی میشدند. گذشته از دو گروه اصلی مطرح شده، گروهی معتقدند که رفتار پرخاشگری ریشه در عدم فرصت یادگیری دارد، یعنی کودک به علت اینکه فرصت یادگیری نداشته و یک موجود ناپختهاست، نمیداندکه نسبت به یک محرک چگونه عمل کند لذا ممکن است به صورت پرخاشگری از خود واکنش نشان دهد. لذا این کودک باستی به مرور یادبگیرد تا چگونه پاسخ محرکات را به صورت مناسب دهد. (نوابی نژاد سال ۷۳ ص ۴۲و۴۳). گاهی رفتارهای پرخاشگرانه ناشی از یک احساس ناامنی است که در حقیقت این رفتار یک پاسخ دفاعی به وضعیت ناامنی است که در آن قرار گرفتهاست. یک کودک با ابزار دفاعی که یک حرکت پرخاشگرانهاست از خود دفاع میکند تا وضعیت ناامن را زا بین ببرد.(نوابی نژاد سال ۷۳ ص۴۸) فرضیه ناکامی – پرخاشگرانه گرچه پاسخ افراد نسبت به ناکامی بسیار متفاوت است زیرا عوامل ناکام کننده و شخصیت فرد ناکام شونده دامنه بسیار گستردهای دارند در مجموع میتوان گفت که پاسخ ناکامی پرخاشگری یعنی رفتار دشمنانه و تند به هنگام عدم سازگاری با موفقیت در این رفتار در زندگی روزمره ارتباط بسیار نزدیک با ناکامی دارد مثلاً کودکی که از بازی کردن منع میشود در اثر خشم اخم میکند یا پاهای خود را بر زمین میکوبد. چیزی که ثابت شدهاست این است که ناکامی پرخاشگری را افزایش میدهد پرخاشگری میتواند ناکامیهای فشرده را رها سازد و نوعی تسکین موقتی برای فرد مزاحم آورد اما پایان آن معمولاً رضایت بخش نیست به هنگام مواجه شدن با ناکامی باید آنرا به صورت یک مساله مطرح کرد و به دنبال آن راه چاره افتاد. پرخاشگری ممکن است مستقیما خود مانع را هدف قرار دهد.(فرقان رئیسی سال ۱۳۷۶ ص ۸۳و ۸۴) جان والر و همکارانش فرضیه پرخاشگری در کلمه پاسخ به ناکامی را ارائه نمودند که در آن پرخاشگری همیشه در پی ناکامی خواهد بود(والر دوب-مورد سیرز-۱۹۳۹) این افراد مانند فروید پرخاشگری را در حکم عامل تصفیه میدانستند پیداست که فرضیه ناکامی- پرخاشگریها میتوانند واکنشی در برابر ناکامی باشد اما عوامل دیگری نیز میتواند در پرخاشگر بودن یا نبودن یک کودک موثر باشد افزون بر آن ناکامی یا سایر تحریکهای عاطفی همیشه موجب پرخاشگری نمیشود(ریتا ولکسی نلسون، سال ۱۳۶۹ ص ۵۲۲- ۵۲۷) علل و عوامل پرخاشگری عوامل خانوادگی پرخاشگری عوامل خانوادگی به عنوان یکسری از عوامل محیطی در بررسی عوامل تربیتی افراد موثر میباشند، چرا که خانواده به عنوان اولین محیط اجتماعی زندگی افراد بسیار حائز اهمیت میباشد و خیلی از چیزها را افراد در سالهای اولیه حیات اجتماعی خود در آن میآموزند. خانواده میتواند از جهات مختلف موجب بروز یا تشدید پرخاشگری شود که مهمترین این عوامل عبارتاند از: ۱) نحوه برخورد والدین با نیازهای کودک: معمولاً کودکی که وسایل و اسباب بازی مورد علاقه خود را در دست دیگری میبیند برانگیخته میشود و در صدر گرفتن آن حتی با اعمال خشونت میشود.تجربه نشانگر آن است که چنانچه در کودکی همیشه توقعات و انتظارات فرد برآورده شده باشد او بیشتر از کسانی که توقعات و انتظاراتشان برآورده نشدهاست خشمگین وپرخاشگر میشود. ۲) وجود الگوهای نامناسب، داشتن الگوی مناسب در زندگی یکی از نیازهای انسان است زیرا انسانها علاقه مند هستند که رفتار و کردار خود را مطابق با کسی که مورد علاقه خودشان است انجام دهند و چنین کسانی را راهنما و الگوی زندگی خود قرار دهند بررسیهای انجام شده نشان میدهد که بیشتر کودکان پرخاشگر والدین خشن و متخاصمی داشتهاند یعنی نه تنها کودک آنها از محبت لازم برخوردار نبود از الگوی پرخاشگری موجود در خانواده نیز تأثیر پذیرفته بود. دیکتاتوری خانوادههایی که تابع اصول دیکتاتوری هستند معمولاً رشد فرزندانشان را محدود میکند در این نوع از خانواده یک نفر حاکم بر اعمال و رفتار دیگران است که غالبا پدر چنین نقشی را دارد اما گاهی اوقات مادر، خواهران و برادران بزرگتر نیز با دیکتاتوری رفتار میکنند در این گونه خانوادهها فرد دیکتاتور تصمیم میگیرد، هدف تعیین میکند، راه نشان میدهد، وظیفه معلوم میکند، برنامه میریزد و همه باید به طور مطلق مطابق میل او رفتار کند و حق اظهارنظر از آن اوست. بچههایی که در محیط دیکتاتوری پرورش پیدا میکنند ظاهراً حالت تسلیم و اطاعت در رفتارشان مشاهده میشود و همین حالت آنهارا به هیجان و اضطراب وا میدارد. این بچهها در مقابل دیگران حالت دشمنی و خصومت به خود میگیرند و به بچههای هم سن و سال خود یا کمتر از خود صدمه میرسانند این افراد از تعصب خاصی نیز برخوردارند و از به سر بردن با دیگران عاجز هستند، در کارهای گروهی نمیتوانند شرکت کنند و از اعتماد به نفس ضعیفی برخوردارند و در امور زندگیشان بی لیاقتی خود را نشان میدهند و اغلب در کارها با شکست روبرو میشوند. ۳) تأثیر رفتار پرخاشگرانه: عدهای از افراد پرخاشگر و زورگویی را تقبیح نمیکنند بلکه آنرا نشانه شهامت و قدرت خود میدانند این افراد اعمال پرخاشگرانه خود و دیگران را مثبت موجه و حتی لازم میدانند و به آن صحه میگذارند. ۴) تشویق رفتار پرخاشگرانه: در مواقعی که رفتار پرخاشگرانه توسط والدین و دیگر افراد سبب تقویت مثبت و تثبیت این رفتار میشود. گاه با والدین یا مربیانی روبرو میشویم که به بهانه آموزش دفاع از خود به کودکی میگویند «از کی نخوری» «توسری نخوری» و... که به طور وضوح به جای نشان دادن رفتارهای منطقی در مقابل برخورد با موانع شخصی را به پرخاشگری بی مورد تشویق میکنند. ۵) تنبیه والدین و مربیان: والدین و مربیان که در برابر پرخاشگری و خشونت کودک عصبانی میشوند به صورت پرخاشگرانه اورا تنبیه میکنند از تشدید این رفتار در او موثرند درچنین مواقعی تنبیه عامل فزاینده و تقویت کننده پرخاشگری است زیرا علاوه بر اینکه سبب خشم و احتمالاً پرخاشگری کودک میشود، شخص تنبیه کننده الگوی نامناسبی برای پرخاشگری کودک میشود.(اکبری-۸۱ ص۱۹۷و۱۹۸) عوامل محیطی (اجتماعی – فرهنگی) عواملی که در پیرامون زندگی انسان هستند میتوانند در بروز یا تشدید پرخاشگری و تخفیف یا تعدیل آن اثر گذار باشند، برخی از اینگونه عوامل عبارتاند از: ۱) زندگی در ارتفاع خیلی بلند و تغذیه ناقص؛ پژوهشهای به عمل آمده در میان سرخپوستان قبیله کولا در میال آندورپرو، که به پرخاشگرترین انسانهای روی زمین شهرت دارند حاکی از آن است که پرخاشگری این قبیله سه دلیل دارد: الف: زندگی در ارتفاعات خیلی بلند کمبود مواد غذایی و بالاخره تغذیه ناقص. ب: جویدن برگ کوکا که محتوی کوکائین و نوع مخدر است و سبب میشود مصرف کنندگان آن موقتا احساس آرامش میکنند اما اثرات مصرف دراز مدت آن برای سوخت و ساز بدن زیان آور است. ج: هنجار بودن پرخاشگری، در جامعهای ممکن است پرخاشگری یک رفتار «هنجاری» تلقی شود لذا در مقایسه با جوامعی که چنین وضعیتی را ندارند. ۲) تقویت پرخاشگری به علت ضرر و زیان اجتماعی- فرهنگی در بعضی مواقع به علت جنگ یا عوامل دیگر پرخاشگری در جامعه تقویت میشود بدیهی است در چنین وضعیت پرخاشگری با فراوانی بیشتر در افکار با تخیلات و اعمال افراد آن جامعه مشاهده میشود چون جامعه به دلیل مقتضیات زمانی و مکانی خود پرورش آن را ضروری میداند. ۳) مشاهدات اجتماعی، مشاهده وقایع و اتفاقاتی که در جامعه رخ میدهد مانند درگیریهای اجتماعی محدودیتهای اجتماعی تبعیضات بی عدالتیها.... سبب ایجاد خشم و پرخاشگری میشود. ۴) نقش رسانههای گروهی، از عوامل اجتماعی- فرهنگی دیگر که در پیدایش و تقویت پرخاشگری نقش دارند. رسانههای گروهی به ویژه تلویزیون است درجه تأثیر پذیری افراد از برنامههای تلویزیون به شرایط اجتماعی- اقتصادی بسیاری از عوامل دیگر بستگی دارد اثر فیلمهای خشونت آمیز در ایجاد رفتار خشونت آمیز و پرخاشگرانه در مطالعات محققین مورد تائید قرار گرفتهاست. ۵) نقش بازیهای ویدئویی در پرخاشگری، پژوهش در این زمینه با عنوان (تأثیر بازیهای ویدئویی) بر پرخاشگری دانش آموزان پسر سال پنجم مقطع ابتدایی شهرستان خرم آباد به روش تجربی صورت گرفتهاست. یافتهها نشان میدهد که گروههای آزمایش که پرخاشگرانه بازی کرده بودند نسبت به گروه گواه افزایش معنی داری پرخاشگری نشان دادند در نتیجه انجام بازیهای ویدئویی پرخاشگرانه پرخاشگری بعدی را به خصوص در بین کودکان افزایش میدهد(اکبری، ۸۱ –ص ۱۹۹و ۲۰۰) زیانهای پرخاشگری علی رغم تمامی مسائل ذکر شده پرخاشگری همیشه اوقات نیز زیان آور و مضر نیست بلکه پرخاشگری از حد اعتدال خارج نشود و هدف آن تسلط بر مشکلات زندگی و ترقی و تعالی و آلایش انسان باشد نه تنها سودمند است بلکه ضروری نیز هست. قرار دادن حدو مرز برای پرخاشگری مضر و سودمند قدری مشکل به نظر میرسد لذا کودکی که بر علیه بزرگترهایش سرکشی میکند پرخاشگر است ولی در عین حال نشان میدهد که انگیزهای اورا به سوی استقلال که جزء ضروری و با ارزش رشد اوست رهبری میکند درباره مفیرد و لازم بودن عمل پرخاشگری فوید معتقد است که اگر انسان برای ابزار پرخاشگری اجازه نیابد نیروی پرخاشگری اش انباشته میشود و سرانجام به شکل خشونت مفرط یا بیماری روانی ظاهر میشود. در واقع به تعبیر او برای پالایش روانی سه راه حل وجود دارد که به طور مستقیم و غیرمستقیم با پرخاشگری در ارتباط است این سه راه حل عبارتاند از: الف: صرف نیرو در فعالیتهای بدنی از قبیل بازیهای ورزشی جست و خیز، مثبت زدن به کیسه بوکس و غیره ب: اشتغال به پرخاشگری خیالی و غیر مخرب ج: اعمال پرخاشگری مستقیم حمله به ناکام کننده صدمه زدن به اوناراخت کردن او ناسزا گفتن به او و جزء اینها آیا پرخاشگری قابل کنترل است؟ اکثر پژوهشگران معتقدند که عوامل محیطی باعث کسب و نگهداری رفتارهای پرخاشگرانه میشود به نظر آنها تغییرات مناسب در موقعیتهای محیطی سبب از بین رفتن زمینههای ایجاد کنندهٔ پرخاشگری و خشونت در رفتار کودکان و نوجوانان میشود همچنین با دادن شخصیت مثبت و منطقی به کودکان عدم تبعیض میان آنها عدم تحقیر کودکان دادن مسئولیتها در خد توان به افراد پرخاشگر صحبت کردن با آنها آگاه کردن آنها در مورد خطرات پرخاشگری ایجاد رابطه صمیمی و عاطفی باآنها و توجه به مشکلات آنها تشویق کردن آنها به کارهای گروهی و جمعی و در پایان با شناسایی روحیات فرد برخورد صحیح با آن میتوان در شناسایی عواملی که پرخاشگری را ایجاد یا تشدید میکنند اقدام کرد. تکنیکهایی لازم برای کنترل پرخاشگری در محیط خانواده ۱- صمیمت، صمیمیت در خانواده امری لازم و ضروری است زیرا هم مهمی در کاهش خشونت در خانواده دارد بسیاری از رفتارهای خشونت آمیز به این دلیل است که صمیمیت بین طرفین وجود ندارد. صمیمیت هنگامی افزایش مییابد که افراد مهانواده درامور زندگی با یکدیگر مشارکت داشته باشند. همچنین اعتماد و اطمینان در مشارکت بین افضای خانواده باعث صمیمیت میشود. ۲- تامل و سکوت، یکی از بهترین راههای کنترل خشونت در خانواده کنترل رفتار خویشتن در مواقعی است که یکی از اعضای خانواده به تحریک دیگری بپردازد. بهترین شکرد در این هنگام آن است که دیگران سکونت اختیار کنند تا آن فرد هم آرامش پیدا کند سپس در یک فرصت مناسب با هم به بحث و بررسی بپردازند. ۳- تخلیه یعنی اینکه به طور مستقیم جواب خشونت را ندهیم. تحقیقات جدید نشان میدهد که پرخاشگری حلاکی و حتی فیزیکی علاوه بر اینکه خشم را کاهش نمیدهد بلکه باعث افزایش آن نیز میشود. ۴- مدل پرخاشگری غیر پرخاشگرانه (قدم زدن و...) تحقیقات نشان داده که افرادی عادی که پرخاشگری خود بدون رفتار پرخاشگرانه بروز دادند بعد از این کار سطح کمتری از پرخاشگری را داشتهاند ولی به طور کل این روش هم زیاد موثر نیست. ۵- تنبیه، درطول تاریخ یکی از وسایل اجتماعی برای کم کردن میزان خشونت تنیه بودهاست کهتوسط آن جلوی تجاوز خشونت و دیگر رفتارهای پرخاشگرانه را میگرفتند ولی در حال حاضر علما معتقدند که تنبیه به طور موقت جلوی خشونت حاضر را میگیرد و برعکس در طولانی مدت به طور مستقیم باعث تقویت آن میشود درحال حاضر تنبیه بدنی از طرف سازمان بهداشت جهانی ممنوع شدهاست. ۶- صحبت کردن در مورد مشکل، بهترین روش برای کاهش پرخاشگری صحبت کردن در مورد آن است این تکنیک به طور عملی به دو صورت عملی است ولی اینکه در لحظهای که پرخاشگری به حد اعلای خود میرسد یکی از طرفین سکوت اختیار کند و سعی کند قائله را ختم کند ولی بعد از اینکه طرفین آرام شدند و مدتی نیز گذشت با خونسردی مطالب را با یکدیگر در میان میگذارند و آن را حل و فصل میکنند. درمان پرخاشگری: برای درمان پرخاشگری گام اول شناخت و ریشه یابی علت یا علل پرخاشگری است با شناخت این عوامل میتوان همکاریهای لازم را برای کاستن از میزان و شدت پرخاشگری ارائه نمود مانند سرگرم نمودن فرد مهر و محبت و دلجویی آموزش تنهایی فکرکردن صبرو متانت نشان دادن در مواقع پرخاشگری تشویق جهت استحمام وروش گرفتن اجرای عدالت در منزل برآورده کردن نیازهای کودکان و نوجوانان مساعد ساختن جو آزادیهای کنترل شده جلوگیری از توهین و ناسزا گفتن به آنها ویا مقابله به مثل نکردن با آنها جلوگیری از تهدید و ترساندن الگوهای خوب را به آنها نشان دادن رهنمودهایی در مورد سازش و جوشش با دیگران تشویق به بازیهای گروهی و رعایت بتراکت و قوانین در زندگی با دیگران عادت دادن به آنا به گذشت یاد دادن انتقاد صحیح به آنها جهت تخلیه و سبک شدن و آرامش یافتن و درپایان چنانچه رعایت عوامل فوق تأثیری نداشت میتوان از عوامل دیگری مانند توبیخ اخطار تحکم علامت مقابله به مثل تنبیه و قهرو... استفاده نمود. __________________ |
نگاه اجمالی
اولین گام به منظور اداره و کنترل خشم این است که باور کنید میتوانید این کار را انجام دهید. با اینکه همه ما خشم را در زندگی روزمره خود داریم، ولی سعی میکنیم آن را با شیوهای سازنده ابراز کنیم. برخی افراد تا زمانی که فشار ناکامی و خشم درونی ، زندگی روزانه آنان را طاقت فرسا نکرده است، خشم را در خود نگه میدارند. برخی دیگر ظاهرا در عصبی شدن ، فریاد کشیدن ، زدن و پرتاب کردن و در کل رفتارهایی که قلبها را میشکند، به اموال آسیب میرساند و گاهی بدتر از این اعمال ، متخصص و خبره هستند.
کدام؟ کنترل یا حذف پرخاشگری؟
خشم مخرب از لحاظ فردی و اجتماعی به ما آسیب میزند. اداره و کنترل خشم لزوما به معنی ابراز کمتر خشم نیست، بلکه به معنی فراگیری شیوهای از ابراز خشم است که برای ما و کسانی که پیرامون ما هستند، مفید باشد. هرچند ممکن است تصور ابراز خشم به شیوهای سازنده ، تازه و غریب به نظر رسد، ولی باید گفت که چنین امری ممکن است. برای مثال ، برخی افراد وقتی درباره خشم خود مینویسند، یا آن را نقاشی میکنند، با دوستان و یا اعضای خانواده صحبت میکنند، قدم میزنند، ورزش میکنند و یا آمیزهای از این رفتارها و سایر فعالیتها را انجام میدهند، به آرامش دست مییابند.
تشخیص خشم
نخست نشانههای اولیه و هشدار دهنده خشم بروز میکند. بیشتر ما انسانها از نشانهها و سرنخهای موقعیتی ، بدنی و شناختی که بر پاسخهای خشم ما مقدم هستند، ناآگاه هستیم. آگاهی از این نشانهها گامی بسیار اساسی در اداره خشم میباشد، زیرا این آگاهی خواهد توانست قبل از آنکه کنترل خشم دشوار شود، وقت زیادی را برای مداخله در اختیار ما قرار دهد.
کنترل اولیه پرخاشگری
برای کنترل اولیه توجه زیادی به حالات زیر بکنید:
موقعیتهایی ( افراد و مکانهایی ) که شما را خشمگین میکنند.
تغییرات بدنی که قبل و در حین خشم شما رخ میدهند. برای مثال ، افزایش ضربان قلب ، احساس فشار در سر ، احساس داغ شدن ، مشت شدن دستها ، دندان به هم فشردن ، احساس گرفتگی و سفتی عضله در ناحیه شکم ، سینه و غیره.
نشانههای شناختی یعنی افکاری که شما درباره گذشته ، حال و آینده دارید و قبل از احساسات خشم و ناکامی پیدا میشود. داشتن فهرستی از این نشانهها در مدیریت خشم بسیار مفید است. یک نفر ممکن است قبل از خشمگین شدن فکر کند که دیگران به او و حرفهایش توجهی نمیکنند. دیگری فکر کند، دیگران قصد توهین یا بیتوجهی عمدی را دارند و پدری فکر کند که آینده فرزند او با این کارهایش تباه خواهد شد.
همین شناسایی علائم هشدار دهنده ، موجب کاهش شدت ، مدت و یا فراوانی خشم شما میشود.
مهار خشم با وقفه اندازی
حال که شما نشانهها و سرنخهای خشم خود را شناختهاید، هرگاه متوجه این علائم شدید، مکثی کنید و نفس عمیقی بکشید. یک وقفه چند ثانیهای و نفس عمیق میتواند اثر پایداری بر شما بگذارد. خشمی که احساس میکنید، آنچه که به خود میگویید و آنچه در اثر این خشم انجام خواهید داد، تحت تاثیر این وقفه شما قرار خواهد گرفت.
تغییر اندیشه خشم آمیز
شیوه اندیشه ما با شیوه احساس ما مرتبط است. برخی اندیشهها ما را مستعد خشم و ناکامی میکنند. شیوههای رایجی که مردم قبل از بروز خشم آن را بکار میگیرند، عبارتند از: توقف کردن روی مساله مشکل آفرین ، تمرکز روی جنبههای منفی ، ناچیز شمردن وجوه مثبت ، انتظار داشتن کمال از خود و دیگران ، نتایج دلخواهی گرفتن ، داشتن نگرش انعطاف ناپذیر و تفکر دو قطبی ( خوب _ بد ، سیاه _ سفید ).
شیوههای درمانی که میتوانند به ما کمک کنند، عبارتند از: از چشم دیگران به موقعیت و مشکل نگریستن ، تامل در باب آنچه مایلید انجام دهید، تامل درباره پیامدهای احتمالی اعمال خود ، قبول این نکته که همه خطاپذیرند و جستجوی شیوههایی که به کمک آنها میتوان یک موقعیت مشکلزا را به نحو مثبت کنترل و اداره کرد.
ایجاد بینش و آگاهی نسبت به توان کنترل خود
هرگاه متوجه شدید که توانستهاید با یک موقعیت برانگیزنده خشم به خوبی مقابله کنید، یا خشم خود را به شیوه مناسب ابراز دارید، از خود بپرسید چگونه من آن را انجام دادم؟ هر فردی نوعی توان و استعداد برای کنترل خشم دارد. توان شما چگونه است؟ روی این مساله بسیار تمرکز و تمرین کنید و آن را تقویت کنید. عفو هدیهای است که شما میتوانید به خود بدهید. افراد خوب هم میتوانند تجارب منفی و بد داشته باشند. سو استفاده ، بی اعتنایی ، بی توجهی و تنگ نظری ، همه و همه واقعیتهای جهانی هستند که در آن زندگی میکنیم.
گاهی اوقات عفو کسانی که موجب درد و رنج ما شدهاند، غیرقابل تصور است. هراس ما ممکن است این باشد که گذشت موجب میشود، رفتار شخص موجه شمرده شود. چرا من کسی را عفو کنم که موجب خشم یا رنج شدیدی در من شده است؟ پاسخ این است که ما دیگران را به خاطر خودمان میبخشیم. وقتی ما کسی را میبخشیم، به کنترل او روی چگونگی احساس خود پایان میدهیم. ما به خودمان شانس یک زندگی تازه را میدهیم، زندگیای که در آن تنفرهای کهنه و مزمن جایی ندارند. بنابراین ، عفو هدیه به دیگران نیست، بلکه هدیه به خودمان است.
تنفر وقت و انرژی زیادی میگیرد.
وقت و نیرویی که تنفر از شما میگیرد، میتواند به مردم و فعالیتهایی اختصاص یابد که برای شما شادی و رضایت و برای آنها خدمت و محبت به دنبال دارد. انتخاب عفو برای کنترل خشم به تدریج حاصل میشود. شما نباید مادامی که احساس آمادگی در این زمینه نکردهاید، آن را انتخاب کنید. اگر موارد کوچک را عفو کنید، به تدریج یاد خواهید گرفت که چگونه خطاهای بزرگ دیگران را عفو کنید. راجع به عفو بزرگان دینی و اجتماعی فکر و تحقیق کنید و از آنها پیروی نمایید.
خودتان را بیان کنید.
پس از آنکه خشم خود را وارسی کردید و احساس نمودید که خشم شما موجه است، درباره نوع رفتاری که میخواهید انجام دهید فکر کنید، صبر کنید و بعد تصمیمی عقلانی بگیرید. وقتی خشم شما موجه است، صادقانه مشخص کنید که چه احساسی دارید. احساس کینه ، عصبانیت ، نفرت ، انتقام ، لذت یا چیز دیگری. هرچه خود و احساس خود را بیشتر بشناسید، بهتر عمل خواهید کرد.
انتخابهای سالم برای پیشگیری از خشم
خشم فرصت طلب است و در بدنی که خسته ، فرسوده و بیمار است به آسانی جان میگیرد. در نتیجه به منظور اداره و کنترل خشم به خواب منظم ، غذای خوب ، لذت از اوقات فراغت ، تفریح و عبادت و معنویت نیاز دارید.
روان درمانی پرخاشگری
اگر کنترل خشم مشکل جدی شماست و با این آموزشها بهبودی نداشتید، ممکن است افسردگی و اضطراب و وسواس زیربنای آن باشد. انتخاب مناسب و مفید در چنین مواردی مشاوره با روانپزشک ، روان شناس یا پزشک است.
| پايان نامه (محل نگهداري: مركز اطلاعات و مدارك علمي ايران)Full Image | |
|
تعيين پرخاشگري نوجوانان بر حسب مؤلفههاي شخصيت بررسي و رابطهء اين مؤلفهها و سطح پرخاشگري با مؤلفههاي شخصيتي پدران و تاثير شيوه درمانگري تنيدگيزدايي بر پرخاشگري, / عباسعلي اللهياري؛ به راهنمايي: پريرخ دادستان. | |
|
| |
| اللهياري، عباسعلي | |
| 170 صفحه، جدول، نمودار، پرسشنامه، كتابنامه | |
| پايان نامه (دكترا) -- دانشگاه تربيت مدرس، 1376 | |
| h t t p : / / d a t a b a s e . i r a n d o c . a c . i r | |
|
اين رساله به تعيين پرخاشگري نوجوانان بر حسب مؤلفههاي شخصيت و بررسي رابطهء اين مؤلفهها و سطح پرخاشگري با مؤلفههاي شخصيتي پدران و تاثير شيوهء درمانگري تنيدگيزدايي بر پرخاشگري پرداخته است . در اين پژوهش در وهلهء اول از ميان طيف وسيعي (320 نفر) از دانشآموزان پسر 15 تا 18 سالهء دبيرستاني كه از طريق پرسشنامهء چهارده عاملي شخصيت "كتل" مورد ارزشيابي قرار گرفته بودند، 38 نفر براساس اكتساب نمرهء بالاتر از ميانگين در سه مؤلفهء سلطه "E+" تنش "Q4+" و تحريكپذيري "D+" به عنوان گروه نمونه گزينش شدند. آنگاه براي تاييد پرخاشگري اين گروه، پرسشنامهء پرخاشگري و ضوابط نشانه شناختي DSM IV در خصوص اختلال رفتار پرخاشگرانه، نيز به كار گرفته شد و ضمن تاييد پرخاشگري آنان، نيمرخ روانشناختي گروه نمونه در سطح 14 عامل شخصيت و چهار مؤلفهء پرخاشگري با گروه هنجاري مقايسه شد. در وهلهء دوم با اجراي پرسشنامهء 16 عاملي شخصيت "كتل" ضمن ترسيم نيمرخ روانشناختي پدران گروه نمونه، رابطهء مؤلفههاي شخصيتي پدران با مؤلفههاي شخصيتي و سطح پرخاشگري فرزندانشان وارسي شد. و سرانجام در وهلهء سوم، گروه نمونه براساس نمرات سه مؤلفهء ملاك در دو گروه جور شدند و سپس به طور تصادفي يك گروه از آنان به عنوان گروه آزمايش به مدت 13 هفته تحت شيوهء درمانگري تنيدگيزدايي قرار گرفت . پس از اجراي درمانگري، مجددا مؤلفههاي شخصيتي، سطح پرخاشگري و نشانههاي رفتار پرخاشگرانهء دو گروه مورد ارزشيابي قرار گرفت تا با نتايج قبل از اجراي درمانگري و گروه گواه كه هيچ نوع درمانگري دريافت نكرده بود، مقايسه شود. براي تجزيه و تحليل دادهها در سطوح مختلف تحليل از آزمون t براي دو گروه مستقل و ضريب همبستگي پيرسون استفاده شد. در وهلهء نخست نتايج آماري نشان داد كه تعيين پرخاشگري نوجوانان براساس سه مؤلفهء ملاك واجد اعتبار قابل قبول است . در وهلهء دوم، نتايج نشان داد كه پارهاي از مؤلفههاي شخصيتي پدران با پارهاي از مؤلفههاي شخصيتي و سطح پرخاشگري نوجوانان مرتبط است . در وهلهء سوم از لحاظ تاثير شيوهء درمانگري تنيدگيزدايي، نتايج نشان داد كه درمانگري به كار گرفته شده در تغيير بخش عمدهاي از مؤلفههاي شخصيت (مؤلفههاي حوزهء اضطرابي، حوزهء روابط اجتماعي و حوزهء ارزشي) به عنوان زيرساختهاي رفتار پرخاشگرانه مؤثر است . افزون بر اين درمانگري در كاهش سطح پرخاشگري نوجوانان و نشانههاي آن واجد اثربخشي قابل ملاحظهاي است . | |
| تنشزدايي / رواندرمانگري / پرخاشگري / نوجوان / شخصيت | |
|
Detente / Psychotherapy / Aggressiveness / Juvenile / Pers |
| پايان نامه (محل نگهداري: مركز اطلاعات و مدارك علمي ايران)Full Image | |
|
تعيين پرخاشگري نوجوانان بر حسب مؤلفههاي شخصيت بررسي و رابطهء اين مؤلفهها و سطح پرخاشگري با مؤلفههاي شخصيتي پدران و تاثير شيوه درمانگري تنيدگيزدايي بر پرخاشگري, / عباسعلي اللهياري؛ به راهنمايي: پريرخ دادستان. | |
|
| |
| اللهياري، عباسعلي | |
| 170 صفحه، جدول، نمودار، پرسشنامه، كتابنامه | |
| پايان نامه (دكترا) -- دانشگاه تربيت مدرس، 1376 | |
| h t t p : / / d a t a b a s e . i r a n d o c . a c . i r | |
|
اين رساله به تعيين پرخاشگري نوجوانان بر حسب مؤلفههاي شخصيت و بررسي رابطهء اين مؤلفهها و سطح پرخاشگري با مؤلفههاي شخصيتي پدران و تاثير شيوهء درمانگري تنيدگيزدايي بر پرخاشگري پرداخته است . در اين پژوهش در وهلهء اول از ميان طيف وسيعي (320 نفر) از دانشآموزان پسر 15 تا 18 سالهء دبيرستاني كه از طريق پرسشنامهء چهارده عاملي شخصيت "كتل" مورد ارزشيابي قرار گرفته بودند، 38 نفر براساس اكتساب نمرهء بالاتر از ميانگين در سه مؤلفهء سلطه "E+" تنش "Q4+" و تحريكپذيري "D+" به عنوان گروه نمونه گزينش شدند. آنگاه براي تاييد پرخاشگري اين گروه، پرسشنامهء پرخاشگري و ضوابط نشانه شناختي DSM IV در خصوص اختلال رفتار پرخاشگرانه، نيز به كار گرفته شد و ضمن تاييد پرخاشگري آنان، نيمرخ روانشناختي گروه نمونه در سطح 14 عامل شخصيت و چهار مؤلفهء پرخاشگري با گروه هنجاري مقايسه شد. در وهلهء دوم با اجراي پرسشنامهء 16 عاملي شخصيت "كتل" ضمن ترسيم نيمرخ روانشناختي پدران گروه نمونه، رابطهء مؤلفههاي شخصيتي پدران با مؤلفههاي شخصيتي و سطح پرخاشگري فرزندانشان وارسي شد. و سرانجام در وهلهء سوم، گروه نمونه براساس نمرات سه مؤلفهء ملاك در دو گروه جور شدند و سپس به طور تصادفي يك گروه از آنان به عنوان گروه آزمايش به مدت 13 هفته تحت شيوهء درمانگري تنيدگيزدايي قرار گرفت . پس از اجراي درمانگري، مجددا مؤلفههاي شخصيتي، سطح پرخاشگري و نشانههاي رفتار پرخاشگرانهء دو گروه مورد ارزشيابي قرار گرفت تا با نتايج قبل از اجراي درمانگري و گروه گواه كه هيچ نوع درمانگري دريافت نكرده بود، مقايسه شود. براي تجزيه و تحليل دادهها در سطوح مختلف تحليل از آزمون t براي دو گروه مستقل و ضريب همبستگي پيرسون استفاده شد. در وهلهء نخست نتايج آماري نشان داد كه تعيين پرخاشگري نوجوانان براساس سه مؤلفهء ملاك واجد اعتبار قابل قبول است . در وهلهء دوم، نتايج نشان داد كه پارهاي از مؤلفههاي شخصيتي پدران با پارهاي از مؤلفههاي شخصيتي و سطح پرخاشگري نوجوانان مرتبط است . در وهلهء سوم از لحاظ تاثير شيوهء درمانگري تنيدگيزدايي، نتايج نشان داد كه درمانگري به كار گرفته شده در تغيير بخش عمدهاي از مؤلفههاي شخصيت (مؤلفههاي حوزهء اضطرابي، حوزهء روابط اجتماعي و حوزهء ارزشي) به عنوان زيرساختهاي رفتار پرخاشگرانه مؤثر است . افزون بر اين درمانگري در كاهش سطح پرخاشگري نوجوانان و نشانههاي آن واجد اثربخشي قابل ملاحظهاي است . | |
| تنشزدايي / رواندرمانگري / پرخاشگري / نوجوان / شخصيت | |
|
Detente / Psychotherapy / Aggressiveness / Juvenile / Pers |
|
||||||||||
![]() |
![]() |
![]() |
![]() | |
|
| |||||||||||||||
|
|
دزدي از ويكي پديا شده است