ترس و پرخاشگری دو روی یک سکه ۱۳۸٦/۱۱/٢۸ :: نوشته شده توسط فهيم بخشی.( بیرجند) fahim bakhshi .birjand در ساعت ٩:۱۳ ب.ظ
ترس و پرخاشگری دو روی یک سکه
هرچند درباره پرخاشگری اساسا وحدت نظر وجود ندارد، اما این مفهوم برای همه شناخته شده و ملموس است و معمولا با رفتاری که به دیگران آسیب میرساند یا به صورت بالقوه میتواند موجب آسیب رسیدن به کسی شود، نمود مییابد. پرخاشگری ممکن است بدنی باشد و با رفتارهایی چون کتکزدن، لگد پراندن و... بروز کند یا لفظی باشد و با فریاد زدن، رنجاندن و... خود را نشان دهد. گاه هم میتواند به صورت تجاوز به حقوق دیگران و در اختیار گرفتن چیزی به زور بروز کند.
گستره وسیع این رفتار از جنگهای جدید تا مشاجرات بین افراد را در برمیگیرد. همه پرخاشگریها بهسادگی و به طور مستقیم قابل تشخیص نیستند، ممکن است برخی از پرخاشگریها در ظاهر نوعی رابطه دوستی باشند اما دوست قویتر، دوست ضعیفتر را با تهدید به طرد کردن آزار دهد. پرخاشگری غیر مستقیم ابعاد بسیار وسیعی مییابد و میتواند با اقداماتی از قبیل شایعه پراکنی درباره دیگران، حتی به دروغ بروز کند. همانطور که پرخاشگری اجتماعی ممکن است اعتماد به نفس یا موقعیت اجتماعی را مورد حمله قرار دهد. اما پرخاشگری، وسیلهای رفتاری است برای رسیدن به هدفی خاص، پرخاشگری کودکان بیشتر به خاطر متعلقات است؛ آنها از همدیگر اسباب بازی میقاپند، یکدیگر را هل میدهند تا با اسباببازی که میخواهند بازی کنند، دست یابند. اما بهندرت اتفاق میافتد که کورکان بخواهند به کسی آسیب برسانند یا از روی عصبانیت دست بهپرخاشگری بزنند. باید بین پرخاشگری با جرات نشان دادن تمایز قایل شد. جرات ورزی در حقیقت دفاع از حقوق یا متعلقات خود است. مثلا کودکی دوست ندارد تا کسی به اسباب بازیاش دست بزند و به همین دلیل از آنها محافظت میکند. مردم معمولا شخص با جرات را پرخاشگر میدانند، در صورتی که کسی که از حق خود دفاع میکند، پرخاشگر نیست.
چرا خشونت؟
خشونت در قالب پرخاشگری فیزیکی یا لفظی ممکن است ناشی از ناکامیهای اساسی باشد یا به دلیل وجود مدلهای پرخاشگرانه در محیط زندگی(خانه یا مدرسه) نوجوان ایجاد شود. نوجوانان خشن معمولا والدینی پرخاشگر دارند که روشهای تربیتی آنها بیشتر مبتنی بر سختگیری، خشونت و تنبیه بدنی است. عامل وراثت هم میتواند در رفتار خشن یک نوجوان نقش داشته باشد، تحقیقات نشان میدهد در اغلب مواقع، تربیتهای کارآمد و قوی میتواند آثار وراثت را تحت پوشش خود قرار دهد. اما تربیت میتواند مخرب هم باشد و نوجوانانی که پرتوقع و نازپرورده بار آمده باشند و با این تربیت بزرگ شده باشند که بخواهند همگان به خواستهایشان احترام بگذارند، هنگام برآورده نشدن این انتظارات عصبانی میشوند و به خشونت و پرخاشگری رومیآورند، نابسامانیهای خانواده نیز میتواند از عوامل دیگر ایجاد خشونت در قالب پرخاشگری باشد، غیبتهای طولانی پدر و مادر، درگیری و اختلاف، جدایی و متارکه و نبود تفاهم از جمله این عوامل است. فرد پرخاشگر احساسات، خواستهها و عقایدش را از طریق آسیب رساندن به دیگران ابراز میکند. او، تقریبا همیشه برنده بحث است و در این میان، آنقدر افراط میکند که گاه به نظر میرسد فرد پرخاشگر «دچار احساس حقارت» باشد.
ضررهای پرخاشگری
پرخاشگری، پیامدهای منفی بالقوه و متعدد دارد. یکی از پیامدهای پرخاشگری افزایش ترس است. بسیاری از مردم، نه به دلیل قوی بودن که بیشتر به دلیل احساس ضعف، رفتاری پرخاشگرانه دارند. این رفتار پرخاشگرانه، خود دشمنانی را پدید میآورد که در نهایت خود فرد را آسیبپذیرتر و ترسوتر میسازد. دومین پیامد منفی پرخاشگری، با مورد نخست ارتباط دارد. پرخاشگری، ضد خود را پدید میآورد و نابودی خود را تسهیل میکند. این رفتار اغلب به از دست رفتن کنترل منجر میشود و همچون بسیاری دیگر از اشکالات رفتار پرخاشگرانه یا سلطهپذیرانه، تناقضآمیز است، زیرا رفتار پرخاشگرانه بخشی از کنترل فرد را بر زندگی خود و دیگران فراهم میکند. با وجود این و از سوی دیگر، اعمال کنترل بر زندگی افراد دیگر، آزادی خود فرد را نیز محدود میسازد. بعلاوه پرخاشگری، موجب دور شدن فرد پرخاشگر از صفات انسانی میشود. شخصیت فرد پرخاشگر، با هر عمل پرخاشگرانه افت میکند. زیرا هرگاه او به خویشتن فرد دیگر تجاوز میکند، خود را خوار و خفیف میسازد. پیامد منفی دیگر پرخاشگری، احساس بیگانگی و دوری از دیگران است. آنان برای کسانی که میتوانند آنها را مطیع سازند، احترام قائل نیستند و از روابط مبتنی بر بردباری و مساوات میترسند. علاوه بر این، پرخاشگری از میزان عشق طرف مقابل میکاهد. از سوی دیگر و در سطح وسیعتر پرخاشگری رایج در جامعه حتی لذت بردن از چیزهای ساده را نیز خطرناک میکند؛ همین مساله یکی از بزرگترین مشکلات جوامع معاصر را به وجود آورده و به کاهش امنیت اجتماعی در ساعات مختلف روز و شب انجامیده است. ترس از حضور افرادی که براحتی به حقوق دیگران تجاوز میکنند، لذت زندگی را برای مردم جوامع مختلف کاهش داده است. یکی از مهمترین راههای درمان پرخاشگری درمان گروهی اجتماعی و فرهنگی از طریق وسایل ارتباط جمعی است. رادیو، تلویزیون، مطبوعات و... از ابزار بسیار مفیدی هستند که میتوانند به صورت مستقیم و غیرمستقیم آثار مخرب پرخاشگری را به جامعه یادآوری و در پیشگیری و درمان خشونت کمک کنند.
جام جم
ترس و پرخاشگری دو روی یک سکه
هرچند درباره پرخاشگری اساسا وحدت نظر وجود ندارد، اما این مفهوم برای همه شناخته شده و ملموس است و معمولا با رفتاری که به دیگران آسیب میرساند یا به صورت بالقوه میتواند موجب آسیب رسیدن به کسی شود، نمود مییابد. پرخاشگری ممکن است بدنی باشد و با رفتارهایی چون کتکزدن، لگد پراندن و... بروز کند یا لفظی باشد و با فریاد زدن، رنجاندن و... خود را نشان دهد. گاه هم میتواند به صورت تجاوز به حقوق دیگران و در اختیار گرفتن چیزی به زور بروز کند. گستره وسیع این رفتار از جنگهای جدید تا مشاجرات بین افراد را در برمیگیرد. همه پرخاشگریها بهسادگی و به طور مستقیم قابل تشخیص نیستند، ممکن است برخی از پرخاشگریها در ظاهر نوعی رابطه دوستی باشند اما دوست قویتر، دوست ضعیفتر را با تهدید به طرد کردن آزار دهد. پرخاشگری غیر مستقیم ابعاد بسیار وسیعی مییابد و میتواند با اقداماتی از قبیل شایعه پراکنی درباره دیگران، حتی به دروغ بروز کند. همانطور که پرخاشگری اجتماعی ممکن است اعتماد به نفس یا موقعیت اجتماعی را مورد حمله قرار دهد. اما پرخاشگری، وسیلهای رفتاری است برای رسیدن به هدفی خاص، پرخاشگری کودکان بیشتر به خاطر متعلقات است؛ آنها از همدیگر اسباب بازی میقاپند، یکدیگر را هل میدهند تا با اسباببازی که میخواهند بازی کنند، دست یابند. اما بهندرت اتفاق میافتد که کورکان بخواهند به کسی آسیب برسانند یا از روی عصبانیت دست بهپرخاشگری بزنند. باید بین پرخاشگری با جرات نشان دادن تمایز قایل شد. جرات ورزی در حقیقت دفاع از حقوق یا متعلقات خود است. مثلا کودکی دوست ندارد تا کسی به اسباب بازیاش دست بزند و به همین دلیل از آنها محافظت میکند. مردم معمولا شخص با جرات را پرخاشگر میدانند، در صورتی که کسی که از حق خود دفاع میکند، پرخاشگر نیست.
چرا خشونت؟
خشونت در قالب پرخاشگری فیزیکی یا لفظی ممکن است ناشی از ناکامیهای اساسی باشد یا به دلیل وجود مدلهای پرخاشگرانه در محیط زندگی(خانه یا مدرسه) نوجوان ایجاد شود. نوجوانان خشن معمولا والدینی پرخاشگر دارند که روشهای تربیتی آنها بیشتر مبتنی بر سختگیری، خشونت و تنبیه بدنی است. عامل وراثت هم میتواند در رفتار خشن یک نوجوان نقش داشته باشد، تحقیقات نشان میدهد در اغلب مواقع، تربیتهای کارآمد و قوی میتواند آثار وراثت را تحت پوشش خود قرار دهد. اما تربیت میتواند مخرب هم باشد و نوجوانانی که پرتوقع و نازپرورده بار آمده باشند و با این تربیت بزرگ شده باشند که بخواهند همگان به خواستهایشان احترام بگذارند، هنگام برآورده نشدن این انتظارات عصبانی میشوند و به خشونت و پرخاشگری رومیآورند، نابسامانیهای خانواده نیز میتواند از عوامل دیگر ایجاد خشونت در قالب پرخاشگری باشد، غیبتهای طولانی پدر و مادر، درگیری و اختلاف، جدایی و متارکه و نبود تفاهم از جمله این عوامل است. فرد پرخاشگر احساسات، خواستهها و عقایدش را از طریق آسیب رساندن به دیگران ابراز میکند. او، تقریبا همیشه برنده بحث است و در این میان، آنقدر افراط میکند که گاه به نظر میرسد فرد پرخاشگر «دچار احساس حقارت» باشد.
ضررهای پرخاشگری
پرخاشگری، پیامدهای منفی بالقوه و متعدد دارد. یکی از پیامدهای پرخاشگری افزایش ترس است. بسیاری از مردم، نه به دلیل قوی بودن که بیشتر به دلیل احساس ضعف، رفتاری پرخاشگرانه دارند. این رفتار پرخاشگرانه، خود دشمنانی را پدید میآورد که در نهایت خود فرد را آسیبپذیرتر و ترسوتر میسازد. دومین پیامد منفی پرخاشگری، با مورد نخست ارتباط دارد. پرخاشگری، ضد خود را پدید میآورد و نابودی خود را تسهیل میکند. این رفتار اغلب به از دست رفتن کنترل منجر میشود و همچون بسیاری دیگر از اشکالات رفتار پرخاشگرانه یا سلطهپذیرانه، تناقضآمیز است، زیرا رفتار پرخاشگرانه بخشی از کنترل فرد را بر زندگی خود و دیگران فراهم میکند. با وجود این و از سوی دیگر، اعمال کنترل بر زندگی افراد دیگر، آزادی خود فرد را نیز محدود میسازد. بعلاوه پرخاشگری، موجب دور شدن فرد پرخاشگر از صفات انسانی میشود. شخصیت فرد پرخاشگر، با هر عمل پرخاشگرانه افت میکند. زیرا هرگاه او به خویشتن فرد دیگر تجاوز میکند، خود را خوار و خفیف میسازد. پیامد منفی دیگر پرخاشگری، احساس بیگانگی و دوری از دیگران است. آنان برای کسانی که میتوانند آنها را مطیع سازند، احترام قائل نیستند و از روابط مبتنی بر بردباری و مساوات میترسند. علاوه بر این، پرخاشگری از میزان عشق طرف مقابل میکاهد. از سوی دیگر و در سطح وسیعتر پرخاشگری رایج در جامعه حتی لذت بردن از چیزهای ساده را نیز خطرناک میکند؛ همین مساله یکی از بزرگترین مشکلات جوامع معاصر را به وجود آورده و به کاهش امنیت اجتماعی در ساعات مختلف روز و شب انجامیده است. ترس از حضور افرادی که براحتی به حقوق دیگران تجاوز میکنند، لذت زندگی را برای مردم جوامع مختلف کاهش داده است. یکی از مهمترین راههای درمان پرخاشگری درمان گروهی اجتماعی و فرهنگی از طریق وسایل ارتباط جمعی است. رادیو، تلویزیون، مطبوعات و... از ابزار بسیار مفیدی هستند که میتوانند به صورت مستقیم و غیرمستقیم آثار مخرب پرخاشگری را به جامعه یادآوری و در پیشگیری و درمان خشونت کمک کنند.
جام جم ...
+ نوشته شده در شنبه یازدهم آبان ۱۳۸۷ ساعت 9:35 توسط حسین
|