تا ... تو

 

TinyPic image 

پر می کشم از پنجره ی خواب تو تا تو

هر شب من و دیدار در این پنجره با تو

از خستگی روز همین خواب پُر از راز

کافی ست مرا، ای همه ی خواسته ها تو

دیشب من و تو بسته ی این خاک نبودیم

من یکسره آتش، همه ذرات هوا تو

بيدارم اگر دغدغه ی روز نمی کرد

با آتشمان سوخته بودی همه را تو

پژواک خودم بودم و خود را نشنیدم

ای هرچه صدا، هرچه صدا، هرچه صدا - تو

آزادگی و شیفتگی، مرز ندارد

حتی شده ای از خودت آزاد و رها تو

یا مرگ و یا شعبده بازان سیاست؟

دیگر نه و هرگز نه؛ - كه يا مرگ كه يا تو

وقتی همه جا از غزل من سخنی هست

یعنی همه جا - تو همه جا - تو، همه جا - تو

 

پاسخ بده از اينهمه مخلوق چرا من؟

تا شرح دهم، از همه ی خلق چرا تو